کمی برای شروع بهار دیر شده ولی ...
کمی برای شروع بهار دیر شده ولی ...
چیزی از این بهار در آغوش من کم است
تو نیستی و یک سره اردیجهنم است
اسفندِ سرد و خسته به پاییز میرسد
تقویم یک دروغ بزرگ و مسلم است
وقتی که هیچچیز شبیه گذشته نیست
وقتی ردیف و قافیه گاهی فقط غم است
وقتی به جای ع.ش.ق، هجوم سه نقطههاست
وقتی که قحط سیب، و... حوا و... آدم است
از هفتسین کالِ زمستان عبور کن
سرماست سین هفتم و سرما جهنم است
بر من مگیر خرده اگر سبز نیستم
وقتی سیاه بر همه رنگی مقدم است
وقتی هنوز خون تو میجوشد از زمین
خرداد مثل ماه عزای محرم است
.
.
.
از سین، سکوت مانده و سالی که سوخته
از من همین سرود که بغضی دمادم است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20:48 توسط حسن معماری
|
درباره الکترونیک, موبایل, کامپیوتر , ایتنرنت , خبرهای علمی , عکس و عکاسی و